سلام بچه ها .
با خبرای خوش اومدم .
داداشم رو ۱۶ تیر گرفتن و ۲۴ تیر زنگ زد و گفت باید سند بذاریم و ازادش کنیم .
چون داداشم دانشگاه بیرجند بوده تو بازداشتگاه بیرجنده و مامان و بابا یکسر یه پاشون اینجاست و یه پاشون اونجا .
الان هم رفتن واسه همین کارای سند و اینا که خداکنه امروز تموم بشه که امروز عصر راه بیفتن و فردا داداشیم رو ازاد کنن .
وای دلم براش یه ذره شده .
فعلا ....
سلام بچه ها .
خیلی وقت بود نبودم .
خرداد و یک ماه قبل که امتحاناش و بعد هم انتخابات و بدبختیاش و حالا بدبختی جدید
داداشم رو بازداشت کردن ( عضو انجمن شورای اسلامی بوده ) .
هممون اعصابمون خورده .
داداشی دلم برات تنگ شده .
خداکنه زود بیای .
بچه ها دعا کنید با خبرای خوب بیام .
سلام
چطورین ![]()
امروز مامانم می خواد بره شمال عروسی پسر یکی از دوستاش
بسی ناراحتم چون منم دوست داشتم باهاش برم ولی خوب این مدرسه های کوفتی .... ![]()
از این به بعد شنبه ها کلی بدبختیم
اخه تا ظهر که مدرسیم
بعدش تا ساعت ۳ کلاس ریاضی تو خود مدرسه
از اونجا اسکورت بریم کلاس زبان که ساعت ۴ شروع می شه تا ساعت ۶ و تا برسی خونه ۶.۳۰
یعنی دقیقا از ۶.۳۰ صبح تا ۶.۳۰ شب فکر کنم بپکم ![]()
دیروز می خواستیم امتحان " احب العربیة " رو بدیم بچه ها پای تخته نوشتن " لا احب العربیة " ![]()
هفته ی پیش همه ی امتحانا رو لغو کردیم و انداختیم این هفته که میاد
البته من که خوشحال نشدم
چون دیگه حوصله ندارم بخونم ولی خودمونیم ها این معلما هم خودشون می خوان لغو بشه ![]()
خوب دیگه ما بریم ![]()
سلام چطورین
این روزا همش یا امتحان دارین یا مهمون داریم ![]()
این روزا همش تو کلاس خوابم
زنگ اخر که می شه
بچه ها : بهار بیدار شو زنگ خورد بریم خونه ![]()
دوستم مهسا ازدواج کرد
فعلا عقد کردن
سال دیگه می خوان برن شیراز زندگی کنن
۱۵ تیر یه عروسی افتادیم ![]()
امروز جمعس ولی کلی درس دارم ![]()
تابستون می خوام ![]()
امروز کلا تو حس افسردگیم ![]()

